واسه هميشه رفت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
بگذار

بگذار تا زمانی کوتاه
در اقیانوس مواج چشمان افسانه سازت
غوطه ور شوم


بگذار تا به اندازه همان زمان کوتاه
یکبار دیگر
در اسطوره بی انتهای عشق تو
خود را تفسیر کنم


بگذار تا لحظاتی چند نگاه ساقی وشت
با پیاله ای لب به لب از چشمان می گونت
مست مستم کند
آنچنان که ساقی و ساغر و جام را
جملگی با هم سر کشم
و آنچنان که همه هستی را
پست تر از این مستی الست گو در یابم
و باز آنچنان که
تا ابدیتی

به درازای همان لحظه بهم گره خوردن نگاهمان
در تو ذوب گردم
فانی شوم
نی شوم
تا بالاخره در اين نی ستان نيستان
تنها نفیروجود زیبای تو باشد
که در نی وجودم
نوائی از
ترنم ترانه های روح انگیز نگاهت بنوازد


پس
برای یک بار دیگر هم که شده


بگذار به مبدأ اصیل وجودیم
که همان چشمان حیات بخش توست
باز گردم
و
فقط یکبار دیگر
بگذار نگاهت کنم

 


پيام هاي ديگران () | یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦ - somi |لینک به نوشته