صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده somi
آرشیو وبلاگ
اسفند ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
دی ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
دی ۸۸
آذر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
لینک ها
مهرناز
نائین پاتوق
من او ندارم ...
پسرک خوبیها
تنها ترين تنها منم
خاطرات و نوشته ها
" مرگ "
برترین سایت (ویکی تاپ ایبی)
دختر ستاره ی شبهای زمستانی
.: دنیای عکسهای بازیگران عکس خوانندگان :.
شعر و موسیقی ایرانی
نمی دانم چه بگویم از کی بگویم
"الناز دختری تنها... "
عشق من لاریسا (آرمین)
عاشق بی معشوق
گلچین از همه چیز
آسمون عاشقی
رسم عاشقی
و اما عشق
عاشقانه
عشق مشکی
ستاره درخشان
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تالارهاي گفتگو
آمار وبلاگ 
خروجی وبلاگ
طراح قالب لیلا سینکی
لوگو دونی
برگرفته از سایت : موفقیت راستین :
http://khalil-khoshrou.blogsky.com/1388/04/06/post-19/


مشاهده فایل تصویری سخنرانیهای دکتر الهی قمشه ای از ایران سیما
برای ذخیره سخنرانی ها روی سخنرانی راست کلید نموده و گزینه
Save traget As را انتخاب فرمائید.
ادبیات
داستان حضرت یوسف
حافظ شناسی
شرح مثنوی معنوی
شرح گلشن راز
خلاقیت
هنر
عرفان
موضوعات مختلف
پيام هاي ديگران () | شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

محوراصلی تمامی کتب آسمانی از بهاگوادگیتا تا تائودچینگ و از بایبل تا قرآن و...
و خلاصه دستاورد تمام متفکران و فیلسوفان تاریخ و سخن اصلی تمام شاعران آسمانی و بزرگترین آثار ادبی جهان این حقیقت است که تنها یک حقیقت در عالم وجود دارد و تمام موجودات دیگر جلوه های متفاوت این حقیقت واحداند
شکسپیر چقدر زیبا این مفهوم رو توضیح میده
تو از کدامین گوهری
که هزاران هزار سایه های شگفت،
خود را در تو می آویزند؟
و این چگونه تواند بود
که هر سایه ای را صورتی
و هر صورتی را طرزی و طرازی دیگر می بینم،
و تو تنها یک چیز،
و تو تنها یک ذات،
و هر سایه ای را از تو نقشی دیگر؟
اگر جمال آدونیس را وصف کرده اند،
مجملی از جمال تو گفته اند؛
و اگر چهره ی هلن را که مجموعه ی زیبایی است
به تمام و کمال ستوده اند،
شبحی ناتمام از جمال تو تصویر کرده اند؛
و اگر از بهار و تابستان سخن گویند،
این یک سایه ی حسنِ تو
و آن یک سفره ی احسان توست.
ما تو را در تمامی صورت های قدسی می شناسیم
و در هرچه بدیع و زیباست، نشانی از تو باز می یابیم.
اما در حسن خلق و وفای عهد
نه تو به کس مانی و نه هیچ کس به تو ماند.
این بزرگترین حقیقت عالم است از زبان پیامبر اکرم است که کان الله و لم یکن مع شیی خدا بود و جز او چیز دیگری نبود (و اکنون نیز همچنان است)
بزرگترین عامل موفقیت انسان در زندگی و کارکرد اصلی عقل پاسخ مناسب و متناسب به تمام موقعیهای پیش آمده در زندگی بر مبنای شناخت حقیقت عالم
و معنای اصلی تفکر شناخت تناسبات عالم و اینتیگریشن کائنات تحت قانونهای کلی و در نهایت قانونی واحد است
به زبان ساده دیدن حقیقت کلی در هر یک از موجودات
به قول ویلیام بلیک
کمال آدمی را چنین وصف کرده اند
جهانی را در سنگریزه ای دیدن
و بهشتی را در یک گل وحشی مشاهده کردن
و بی نهایت را در کف دست نگه داشتن
و ابدیت را در لحظه ای در یافتن
یا بقول شیخ محمود شبستری
تفکر رفتن از باطل سوی حق
به جزو اندر بدیدن کل مطلق
چنین تفکری است که جوهر واقعی عبادت است
و عبادت واقعی زندگی بر مبنای چنین تفکری است
انسانی که تمام عالم را حقیقتی واحد میبیند میتواند مناسبترین پاسخ ممکن را به موقعیتهای پیش امده در زندگی بدهد
و به گفته قران بزرگ تمام اعمال گفتار و افکارش عبادت و نمازی دائمی(فی صلاتهم دائمون) در نیایشگاه زندگی محسوب می شود
او بزرگترین قدرت عالم را حق و حقیقت می داند(الله اکبر)
شکسپیر چقدر زیبا معنی الله اکبر را بیان کرده که
آن کس که حق با اوست
عریان و بی حفاظ چنان است
که گویی جوشنی از پولاد بر تن دارد
و آن کس که حق با او نیست
و جور و ستم دلش را تباه کرده است
هرچند که خود را به هزار جوشن مجهز
کند همچنان زخم پذیر و برهنه است.
معنای واقعی الله اکبر این است که خداوند نهایت تمام خوبیها و زیبائیهای عالم است
رخش خطی کشید اندر نکویی
که از ما نیست بیرون خوبرویی
یا مادر ترزا چقدر زیبا معنی لااله الاالله را بیان می کند
مگذار چیزی تو را آشفته کند
یا چیزی تو را به هراس افکند
همه چیز در گذر است
و تنها خداست که می ماند
شکیبایی و پایداری کمندی است
که هر شکاری را به دام می کشد
آن کس که خدای را دارد
دیگر به هیچ چیز نیاز نخواهد داشت
و خدا به تنهایی او را کافی است
یا معنی سبحان الله که بقول حافظ
نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش
که من این مساله بی چون و چرا میبینم
در یک کلام بزرگترین حقیقت دنیا همانست که هزاران بار از زبان پدر مادر پدر بزرگ و مادر بزرگهایمان شنیده ایم
آغاز میانه و پایان داستان زندگی و بزرگترین حقیقت آن این جمله است
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود.
برگرفته از سایت :موفقیت راستین
http://khalil-khoshrou.blogsky.com/1388/04/06/post-19/
پيام هاي ديگران () | شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

مے پسـندم پاییـز را
که معافـم مے کنـد
از پنـهان کردن ِ
دردے(!) که در صـدایم مے پیچـد ُ
اشکے(!) که در نگاهـم مے چرخـد ؛
آخر همه مـے داننـد
سـرما (!) خورده ام !! ...
همین ...
پيام هاي ديگران () | جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

پروردگارا
دستانم را در دستان توانمند تو می گذارم
تا همچون کودکی نو پا مرا راه رفتن بیاموزی
و به ان راهی راهنمایم باشی,
که تو می خواهی و می پسندی
دستانم را در دستان پر مهرت می گذارم
تا دلم را به ارامش مصفا کنی
و لبریزم کنی از محبت و نور وجود بی مانندت
پروردگارا
دستانم را در دستانت می گذارم
تا خود را میهمان قلب دردمندم کنی
و مرهمی باشی برای روح ازرده و دل نازک من
پرورد گارا
با دستان پر مهر و پر قدرتت ,و خیرخواهی بی مثل و مانندت
و رحمانیت بی پایان, و الطاف ربوبی بی دریغت
دستانم را محکم گیر و رها مکن
و امواج سرکش و دریای متلاطم دلم را ارامشی طوفانی ببخش
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

ضعـف هـایـت، دردهـایــت را ...... می گـذاری تـوی ِ سیـنی و
تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد ...
تیــز کننــد ...
تیــغ کننــد ...
و بــزننـد بـه ....روحـت !!!
.
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!!
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم....
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
تابرای خوشبختی خودت دعا کنی .... !!؟
.

××××××××××××××××
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون ...
که همتی از درون !
لازم است
حالا اما...
نمی خواهم برخیزم
در سیاهی این شب بی ماه
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام...
.

پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

کنارت هستند
تا کِی ؟
تا وقتی که به تو احتیاج دارند .
از پیشت می روند یک روز ...
کدام روز ؟
وقتی کسی جایت آمد .
دوستت دارند ...
تا چه موقع ؟
تا موقعی که ... کسی دیگر را برای دوست داشتن پیدا کنند .
می گویند عاشقت هستند برای همیشه ...
نه ... ! فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام شود ...
و اینست بازیه
با هم بودن !
؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

سبزترین لحظه ی زندگی
لحظه ی روییدن است
روییدن از نو
تازه شدن از نو
امروز
زرد و خشک گشته ام
به امید روزی که باز هم سبز شوم
و نغمه ی عاشقانه ی زندگی را از نو سر دهم
و از پیله ی تنهایی و رخوت
رها سازم خود را
و پروانه وار به پرواز درایم
تا درک کنم لذت رهایی و ازادی را
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

مثل من همسفر غمها بودی
مثل من در انتظار یاری با وفا بودی
در آرزوی داشتن عشقی بی ریا بودی
حالا دیگر من تنها نیستم و تو همان یار باوفای منی
تو نیز دیگر تنها نیستی و تمام هستی منی
بر تنپوشه خاطرم آه...
هست و نیست در ثانیه های بودنت و در هوای نفسهایت
غرق میشوم ....
اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم
شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

گردباد چشمانت
در خواب دلم می پیچد
پر می شوم از
خیال آغوشت
پلکم از تو
بوی گل می گیرد
آب می پاشم از
گلاب دلم راه را
پل می زنی به تنم
حدیث برکه و ماه را
پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

از کوچه های بلند ، از غروب های خلوت
و از خیابان های بدون عابر می ترسی !
از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف...
در کوچه پس کوچه ها می چرخند ، می ترسی !
از بوق ماشین هایی که ظهرهای گرم تابستان ...
جلوی پاهایت ترمز می کنند
و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی
که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند....!
زن که باشی ترس های کوچکی داری ،
به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که ...
به جرم زنانگی محکومت می کنند ...
و همیشه این تویی که مقصری !
پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

