صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده somi
آرشیو وبلاگ
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
دی ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
دی ۸۸
آذر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
لینک ها
مهرناز
نائین پاتوق
من او ندارم ...
پسرک خوبیها
تنها ترين تنها منم
خاطرات و نوشته ها
" مرگ "
برترین سایت (ویکی تاپ ایبی)
دختر ستاره ی شبهای زمستانی
.: دنیای عکسهای بازیگران عکس خوانندگان :.
شعر و موسیقی ایرانی
نمی دانم چه بگویم از کی بگویم
"الناز دختری تنها... "
عشق من لاریسا (آرمین)
عاشق بی معشوق
گلچین از همه چیز
آسمون عاشقی
رسم عاشقی
و اما عشق
عاشقانه
عشق مشکی
ستاره درخشان
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تالارهاي گفتگو
آمار وبلاگ 
خروجی وبلاگ
طراح قالب لیلا سینکی
لوگو دونی
مے پسـندم پاییـز را
که معافـم مے کنـد
از پنـهان کردن ِ
دردے(!) که در صـدایم مے پیچـد ُ
اشکے(!) که در نگاهـم مے چرخـد ؛
آخر همه مـے داننـد
سـرما (!) خورده ام !! ...
همین ...
پيام هاي ديگران () | جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

پروردگارا
دستانم را در دستان توانمند تو می گذارم
تا همچون کودکی نو پا مرا راه رفتن بیاموزی
و به ان راهی راهنمایم باشی,
که تو می خواهی و می پسندی
دستانم را در دستان پر مهرت می گذارم
تا دلم را به ارامش مصفا کنی
و لبریزم کنی از محبت و نور وجود بی مانندت
پروردگارا
دستانم را در دستانت می گذارم
تا خود را میهمان قلب دردمندم کنی
و مرهمی باشی برای روح ازرده و دل نازک من
پرورد گارا
با دستان پر مهر و پر قدرتت ,و خیرخواهی بی مثل و مانندت
و رحمانیت بی پایان, و الطاف ربوبی بی دریغت
دستانم را محکم گیر و رها مکن
و امواج سرکش و دریای متلاطم دلم را ارامشی طوفانی ببخش
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

ضعـف هـایـت، دردهـایــت را ...... می گـذاری تـوی ِ سیـنی و
تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد ...
تیــز کننــد ...
تیــغ کننــد ...
و بــزننـد بـه ....روحـت !!!
.
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!!
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم....
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
تابرای خوشبختی خودت دعا کنی .... !!؟
.

××××××××××××××××
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون ...
که همتی از درون !
لازم است
حالا اما...
نمی خواهم برخیزم
در سیاهی این شب بی ماه
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام...
.

پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

کنارت هستند
تا کِی ؟
تا وقتی که به تو احتیاج دارند .
از پیشت می روند یک روز ...
کدام روز ؟
وقتی کسی جایت آمد .
دوستت دارند ...
تا چه موقع ؟
تا موقعی که ... کسی دیگر را برای دوست داشتن پیدا کنند .
می گویند عاشقت هستند برای همیشه ...
نه ... ! فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام شود ...
و اینست بازیه
با هم بودن !
؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

سبزترین لحظه ی زندگی
لحظه ی روییدن است
روییدن از نو
تازه شدن از نو
امروز
زرد و خشک گشته ام
به امید روزی که باز هم سبز شوم
و نغمه ی عاشقانه ی زندگی را از نو سر دهم
و از پیله ی تنهایی و رخوت
رها سازم خود را
و پروانه وار به پرواز درایم
تا درک کنم لذت رهایی و ازادی را
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

مثل من همسفر غمها بودی
مثل من در انتظار یاری با وفا بودی
در آرزوی داشتن عشقی بی ریا بودی
حالا دیگر من تنها نیستم و تو همان یار باوفای منی
تو نیز دیگر تنها نیستی و تمام هستی منی
بر تنپوشه خاطرم آه...
هست و نیست در ثانیه های بودنت و در هوای نفسهایت
غرق میشوم ....
اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم
شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

گردباد چشمانت
در خواب دلم می پیچد
پر می شوم از
خیال آغوشت
پلکم از تو
بوی گل می گیرد
آب می پاشم از
گلاب دلم راه را
پل می زنی به تنم
حدیث برکه و ماه را
پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

از کوچه های بلند ، از غروب های خلوت
و از خیابان های بدون عابر می ترسی !
از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف...
در کوچه پس کوچه ها می چرخند ، می ترسی !
از بوق ماشین هایی که ظهرهای گرم تابستان ...
جلوی پاهایت ترمز می کنند
و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی
که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند....!
زن که باشی ترس های کوچکی داری ،
به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که ...
به جرم زنانگی محکومت می کنند ...
و همیشه این تویی که مقصری !
پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ - somi |لینک به نوشته

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است
پشت سر هر آنچه که دوستش می داری
و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی
زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد
و او آنقدر بزرگ است
که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است
اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی
اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح
خدا چندان کاری به کارَت ندارد
اجازه می دهد که عاشقی کنی
تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی
خدا با تو سختگیرتر می شود
هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر
و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر
بیشتر باید از خدا بترسی
زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد
مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند
پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است
و هر گامی که تو در عشق برمی داری
خدا هم گامی در غیرت برمی دارد
تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است
و وصل چه ممکن و عشق چه آسان
خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد
و معشوقت را درهم می کوبد
معشوقت ، هر کس که باشد
و هر جا که باشد و هر قدر که باشد
خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی
و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است
ناامیدی ازاینجا و آنجا
ناامیدی از این کس و آن کس
ناامیدی از این چیز و آن چیز
تو ناامید می شوی و گمان می کنی
که عشق بیهوده ترین کارهاست
و برآنی که شکست خورده ای
و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق
و آن همه عشق را تلف کرده ای
اما خوب که نگاه کنی
می بینی حتی قطره ای از عشقت
حتی قطره ای هم هدر نرفته است
خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته
و به حساب خود گذاشته است
خدا به تو می گوید:
مگر نمی دانستی
که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای
و برای من بود که این همه رنج برده ای
و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای
پس به پاس این ؛
قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم
و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.
و این ثروتی است که هیچ کس ندارد
تا به تو ارزانی اش کند
فردا اما تو باز عاشق می شوی
تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر
تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر
راستی :
اما چه زیباست
و چه باشکوه و چه شورانگیز
که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!
عرفان نظرآهاری
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩ - somi |لینک به نوشته

Life is love زندگی عشق است
Life is unity زندگی وحدت است
Life is care
زندگی مراقبت است
Life is faith
زندگی اعتقاد است
Life is faith زندگی اعتقاد است
Life is freedom
زندگی آزادی است
Life is peace
زندگی آرامش است
Life is creation
زندگی خلقت است
Life is fantasy
زندگی خیال است
Life is art
زندگی هنر است
Life is a dream
زندگی یک رویاست
Life is a mystery
زندگی یک راز است
Life is knowledge
زندگی دانستن است
Life is delight
زندگیشوقاست
Life is rest
زندگی آسایش است
Life is nature
زندگیگوهراست
Life is elegance
زندگی لطافت است
Life is Feelings
زندگی احساس است
Isn't it
آیا چنین نیست؟
زندگی زیباست
پيام هاي ديگران () | چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ - somi |لینک به نوشته


